loading...

مجله تفریحی سان تو فان

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دور افتاده برده شد او با بی قراری به درگاه خداوند دعا می کرد تا او را نجات بخشد او ساعت ها به اقیانوس چشم می دوخت تا شاید نشانی از کمک بیابد ام

omid بازدید : 289 جمعه 22 اسفند 1393 نظرات (0)

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دور افتاده برده شد

او با بی قراری به درگاه خداوند دعا می کرد تا او را نجات بخشد

او ساعت ها به اقیانوس چشم می دوخت

تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی آمد

سر آخر نا امید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از ساحل بسازد

تا از خود و وسایل اندکش بهتر محافظت نماید

روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت

دود به آسمان رفته بود، بدترین چیز ممکن رخ داده بود

او عصبانی و اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟»

صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک می شد از خواب برخاست

آن کشتی می آمد تا او را نجات دهد

مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟»

آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی ، دیدیم!»

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 2134
  • کل نظرات : 353
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 118
  • آی پی امروز : 32
  • آی پی دیروز : 78
  • بازدید امروز : 71
  • باردید دیروز : 2,313
  • گوگل امروز : 8
  • گوگل دیروز : 13
  • بازدید هفته : 2,384
  • بازدید ماه : 7,787
  • بازدید سال : 108,480
  • بازدید کلی : 2,318,682